محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3184

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« دشمنانم جنگ مىكنم وقف مسلمانان است كه به وسيلهء آن در كار جنگ « بر ضد ستمگران نيرو گيرند . » آنگاه ابو المعتمر ، حنش بن ربيعه كنانى به پا خاست و گفت : « من نيز شما را به همين ترتيب شاهد مىگيرم . » سليمان بن صرد گفت : « بس است هر كه چنين قصدى دارد مال خويش را به نزد عبد الله بن وال تيمى بيارد و چون آنچه از اموال خويش كه مىخواهيد بدهيد پيش وى فراهم آمد ، ياران تنگدست و بىچيزتان را با آن كمك دهيم . » حميد بن مسلم ازدى گويد : وقتى خالد بن سعد گفت : « اگر مىدانستم با كشتن خودم از گناه بيرون مىشوم و پروردگارم از من خشنود مىشود خودم را مىكشتم . » سليمان بن صرد به دو گفت : « اما قومى كه پيش از ما بوده‌اند به اين كار مأمور شده‌اند و ما از آن ممنوع شده‌ايم . » و او گفت : « اين برادرتان فردا طعمهء نخستين سرنيزه مىشود . » گويد : و چون مال خويش را وقف مسلمانان كرد به دو گفت : « ترا بشارت به ثوابى كه خداى به بندگان مىدهد كه براى خويش از پيش فرستاده‌اند . » حصين بن يزيد گويد : نامه اى را كه سليمان بن صرد هنگام سالارى قوم به سعد ابن حذيفة بن يمان نوشته بود به مداين به دست آوردم و خواندم و چون بخواندم مرا شگفتى آورد و آن را به خاطر سپردم و فراموش نكرده‌ام ، به او نوشته بود : « به نام خداى رحمان رحيم . « از سليمان بن صرد به سعد بن حذيفه و مسلمانانى كه پيش اويند ، « سلام بر شما ، اما بعد ، دنيا خانه اى است كه نيكيهاى آن برفته و بديهاى « آن بمانده ، با خردمندان ناسازگارى مىكند و بندگان نيك خداى از آن « آهنگ رحيل كرده‌اند و اندك دنياى فانى را به عوض ثواب بسيار و « باقى خداى فروخته‌اند دوستان خداى ، برادران شما ، و شيعيان خاندان